الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

211

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مخلوقات و آثار واسطه قرار نگرفته‌اند ولى از جهتى مانند برهان متكلمان ( برهان از طريق حدوث ) و برهان طبيعيون ( برهان از طريق حركت ) است ، زيرا در واقع در اين برهان « امكان » كه از خواص ماهيات است واسطه واقع شده است . لهذا در كتبش برهان بوعلى را در رديف ساير براهين قرار مىدهد . در خاتمه كتاب مشاعر پس از اشاره به برهانى كه خود آن را « برهان صدّيقين » مىنامد مىگويد : و غير هؤلاء ( الصدّيقين ) يتوسّلون في السلوك إلى معرفته تعالى وصفاته بواسطة أمر آخر غيره ، كجمهور الفلاسفة بالإمكان ، والطبيعيّين بالحركة للجسم ، والمتكلّمين بالحدوث للخلق أو غير ذلك . ديگران ( غير صدّيقين ) در راه معرفت خدا و صفات خداوند به واسطه‌اى توسل مىجويند ، جمهور فلاسفه به امكان ، طبيعيون به حركت ، متكلمان به حدوث يا غير آن . صدرا آن‌جا كه مىگويد : « جمهور فلاسفه به امكان » براى اثبات وجود واجب متعال توسل جسته‌اند نظرش به بوعلى و اتباع اوست . در اسفار نيز به همين مطلب اشاره مىكند و ضمناً مىگويد : « آن برهان نزديك‌ترين برهان‌ها به برهان صدّيقين است اما خود آن نيست . » اكنون ببينيم خود صدرالمتألّهين برهان صدّيقين را چگونه تقرير مىكند ؟ براى درك و فهم اين برهان بايد اصولى را كه بعضى از آن‌ها بديهى يا قريب به بديهى است و بعضى از آن‌ها در مقالات پيشين اثبات شده است در نظر بگيريم : الف . اصالت وجود : به موجب اين اصل آن‌چه تحقق دارد حقيقت وجود است ، ماهيات ، موجود بالعرض و المجاز مىباشند . ب . وحدت وجود ، به اين معنى كه حقيقت وجود قابل كثرت تباينى نيست . مثلًا سنگ هست ، انسان‌ها هستند ، درختان هستند ذهن ما چنين مىپندارد كه سنگ يك